سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )
436
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )
تو را اجابت مىكردند و مساعدت و يارى مىنمودند ، ولى مطلبى باطل و چيزى را كه به آن اقرار نداشتند « 37 » ادّعا مىنمودى . دو گوش خودم از تو شنيد كه به ابو سفيان مىگفتى ، هنگامى كه ابو سفيان به تو گفت : « اى پسر ابو طالب در سلطنت پسر عمويت مغلوب شدى ، و كسى كه بر تو غالب شد ذليلترين طوائف قريش يعنى تيم و عدى بودند » ، و ابو سفيان از تو خواست تا ياريت كند ولى تو در جواب او گفتى : « اگر يارانى مىيافتم - چهل نفر از مهاجرين و انصار از سابقه داران - بر عليه اين مرد به پا مىخاستم » ، پس چون جز چهار نفر نيافتى به اجبار بيعت كردى . 6 نامهء امير المؤمنين عليه السّلام در جواب معاويه ( 1 ) سليم مىگويد : امير المؤمنين عليه السّلام در جواب او نوشت : تعجب از نظر دادن معاويه در امور مسلمين ( 2 ) بسم اللَّه الرحمن الرحيم امّا بعد ، نامهء تو را خواندم و تعجّبم افزون گشت از آنچه دستت به نگارش در آورده بود و سخنت كه طول داده بودى و از بلاى عظيم و مسألهء مهمى كه براى اين امّت پيش آمده ، كه مثل توئى در كارهاى عام و خاصشان سخن بگويد يا نظر دهد ، و تو كسى هستى كه خود مىدانى و پسر كسى هستى كه مىدانى و من نيز كسى هستم كه دانستهاى و پسر كسى هستم كه دانستهاى . به زودى در بارهء آنچه نوشتهاى جوابى به تو خواهم داد كه گمان ندارم آن را درك كنى ،
--> ( 37 ) « ب » : آنچه را نمىشناختند . « ج » : آنچه نمىشناختيم .